تبليغاتX
شبشیدها - مادر
خاطره و روزنوشت
نوازش دستای گرم و گرمای چشمای مهربون و مهربونی قلب بزرگ و بزرگی روح مادر وصف نمیشه... همونی که وقتی غم تو دلته بهش میگی و وقتی غم تو دلشه دم بر نمیاره ... همونی که وقتی خوشحالی تو عرشه و خوشحالی خودش براش کمرنگتره ... همونی که وقتی خسته ای تسکینته و وقتی خسته است فقط از چشماشه که میشه فهمید ... همونی که وقتی سرت رو رو پاهاش میذاری یا خودتو براش لوس میکنی و صورت نرمش رو میبوسی بوی بهشت میاد ... همونی که اگر یه روز تو خونه نباشه و تو باشی برات اون خونه لطفی نداره ٬ سوت و کوره و رنگی نداره .... همونی که صدای خنده هاش آروم جونت و نوازشگر روحته و گریه هاش دلت رو مچاله میکنه ... همونی که دعاش عصای موسی و دم عیسی و شفاعت محمده ... مادر ... مادر خوبم... همیشه سلامت و زنده باشی ...مادرم... روزت مبارک ....
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مرداد1384ساعت   توسط شبنم  | 

 


irLearn.com