|
خاطره و روزنوشت
|
روز پدر با ۲ روز تاخیر مبارک ...
پدر مهربونم همیشه برای من اسوه مقاومت ٬ صبر ٬ گذشت و گشاده دستی بوده و هست . صبحها که از خونه میره تا مدتها گوشی تلفن و هوای خونه معطر به بوی خوشش هست . شبها که به خونه میاد گرمای نفسش و کلامش شور و شوق و هیجان و خنده رو به خونه میاره. وقتی نشسته و آروم پاهاش رو میماله یا کتفش رو با دستاش نگه میداره که بلکه دردش لحظه ای آرومش بذاره اما لبخند از رو لباش نمیره ٬ دلم براش ضعف میره . وقتی هم که پشتش رو براش میخارونم و یا کمی ماساژش میدم و مرتب میگه " خدا عمرت بده ... هر چی از خدا میخوای بهت بده " ٬ باز دلم براش ضعف میره . آخه اون بهترین بابای دنیاست .....
پدر همسر جان هم که ماهه ... همیشه برای من مایه افتخاره که اگر سوالی برام پیش بیاد یه نفر هست که تو اکثر موارد اطلاعات داره و یا اگرم چیزی رو نمیدونن یا به درستیش شک دارن ٬ حتما حتما با مطالعه بهم جواب میدن . همیشه از روابط خوب مادرم با پدربزرگم احساس خوبی داشتم و الانم به خودم میبالم که یک پدرشوهر فهمیده و مهربون دارم ... روزتون مبارک پدر عزیزم
* شعر مهدکودک پبل