تبليغاتX
شبشیدها - مکالمه
خاطره و روزنوشت
همسر جان یکی از عروسکای پبل  ( سیلوستر همون گربهه که دنبال توییتی هستش ) رو گرفت دستش و شروع کرد با تغییر صدا از جانب سیلوستر حرف زدن :

- سلام پبل من سیلوسترم اینم دستمه

- سلام سیلبستر منم دست دارم ایناهاش

- اینم پاهامه

- اینم پاهای منه نگاه کن

...

- ببین من دم دارم

پبل که هول شده بود و دنبال یه عضو برای مقابله به مثل میگشت زودی پشتش رو کرد و با اشاره به باسنش  با هول و هیجان گفت : ببین ٬ ببین منم باسن دارم ٬ باسن دارم همون که تونه ( ک..)

* تولد علی آقا مبارک ... حالا ما به روی خودمون نمیاریم که کی پیر شده و فقط تبریک میگیم : )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 مهر1384ساعت   توسط شبنم  | 

 


irLearn.com