|
خاطره و روزنوشت
|
توی کامنتای دیروز بابای فردا نوشته بودن که عکس پبل قشنگه اما انگار از چیزی دلخوره منم این جواب رو دادم که اینجا مینویسم تا احیانا اگر برای شخص دیگه ای هم باعث سوال شده جواب بگیره . پبل از چیزی دلخور نیست ٬ فقط نگرانه که اگر به صورتش حرکتی بده آراهشش پاک بشه یا خراب بشه. این رو بهانه جون و علی آقای گل (که زحمت گرفتن این عکس رو هم کشیده ) میتونن تایید کنن. ایشون هر دو سه دقیقه لباش رو غنچه میکرد و از من میپرسید : "مامان رژم پاک نشده؟" : )
دیروز اولین جلسه کلاس رقص پبل تشکیل شد. دیروز همسر جان کارش سبکتر بود و تونست خودش بره دنبال پبل. اونجا از مربیش پرسیده بود که اوضاع و احوال تو کلاس رقص چطور بوده و ایشون هم گفتن " اولاش کمی ایستاد و نگاه کرد . اما آخراش دیگه دست همه رو از پشت بست " عصری که رسیدم خونه دیگه ازش نپرسیدم که تو کلاس چیکار کردین. بهش گفتم " پبل جان من و بابا میشیم همکلاسیای شما و شما هم بشو صدف جون . بیا به ما رقص یاد بده " کلی ذوق کرد و ما رو وایسوند وسط گل فرش و رفت یه سی دی گذاشت و اومد شروع کرد. اینقدر قشنگ میرقصید و ادای صدف جون رو در میاورد که حظ کردم . آخر آهنگم گفت: " خوب دیگه برین سر کلاساتون مربیاتون منتظرتونن : ) بچه های سرویسی هم اینجا وایسن که برن !!! "
|
| ||||