نزدیک شرکتمون ( یعنی دقیقا اونطرف خیابون ) یه مغازه هست که کلی چیزای خوشگل داره . از کارت تبریک و کاغذ کادوهای فانتزی و جعبه و پوشالای رنگی گرفته تا تابلوهای کوچولو و قاب عکس و کتاب کودک و لوازم تحریر مارک کرایولا و لیوانای خوشگل و جاشمعی و ... خلاصه تقریبا هر چی چیز جینگیل وینگیل خوشگل رو که تصور کنین اونجا داره . برای پبل یه بسته خمیر بازی خریدیم و یه کتاب سفید برفی دیزنی ( دیسنی ) ... کلی کیف کرد چون هم عاشق سفید برفیه و روزی یکبار رو حداقل نگاهش میکنه و هم عاشق خمیر بازیه که چون یه بار یه بسته خمیربازی آریا از مهد جایزه گرفت و من با یه ترفندی انداختمش دور کلی ذوق زده شده بود که براش خریدم . به خدا اون خمیر ایرانیه بوی کف پا میداد. اینقدر بد بو و بد شکل بود که حال آدم دگرگون میشد. یکی دو بار که تو دستش ورزش داد از هم وا رفت. منم شاتالاپ انداختم تو سطل آشغال . خلاصه که بچه ام باورش نمیشد مامانش اینقدر بهش لطف کنه که براش خمیر بازی بخره : ) بهم گفت" مامان این آقاهه که ازش کتاب سفید برفی رو خریدی شیندرلا رو هم داره؟ "منم گفتم" بله دخترم اگر مثل همیشه دختر خوبی باشی و به موقع بخوابی و جیش و پی پی رو هر وقت داری بگی حتما برات میخرم ". گفت " من که دختر خوبیم برام کتاب آقا طوفانم بخر " ( بچه ام شیفته آقای ریاضیدان محض شده ) گفتم " عزیزم معلومه که شما ماهی . حتما برات سیندرلا رو میخرم . اما آقا طوفان کتاب نداره . از همونجا که فیلمش رو گرفتیم میریم یه روز میپرسیم اگر داشت چشم برات میخرم" خلاصه دیروز براش کتاب سیندرلا رو خریدم و بهش دادم . کلی کیف کرد. گفت " وای ... به به چه کتابی " منم هیجان زده شدم و گفتم " وای پبل جان چقدر کتابای خوب داری ... سیندرلااااااااااا .... سفید برفییییییییییییی ... اوووووووووووووووووووووه" پبل هم بلافاصله یه نگاهی به صورت خندون من کرد و گفت " مامااااااان ... اااااااااووووووووووووووووه نداره که فقط سیندرلا و سفید برفی خریدی ٬ آقا طوفان رو که نخریدی !!!" ( احتمالا بچه ام همون موقع دلش نیامده سراغ کتاب آقا طوفان رو ازم بگیره و وقتی دیده زیادی ذوقزده شدم دیگه طاقت نیاورده ... حالا خوبه یه کشو پر کتاب داره ها . ببین چجوری آبرو میبره : ) )
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 آذر1384ساعت توسط شبنم
|