تبليغاتX
شبشیدها - هنر
خاطره و روزنوشت
  • پنجشنبه تولد یکی از دوستا و همکارام بود و با هماهنگی همسرش یه سورپرایز پارتی توی رستوران سنتی عالی قاپو داشتیم و وقتی اومد و ماها رو اونجا دید کلی شکه و هیجانزده شد.خلاصه بعد از گپ و خنده و سفارش غذا و گروههای مختلف موسیقی که می آمدن و کاراشونو اجرا میکردن و میرفتن٬ یه گروهی اومدن که به علت پاره ای ملاحظات از گفتن اسمشون معذورم و این گروه یک نفر نوازنده کمانچه داشت که حرکاتش دیدنی بود. با هر حرکت رفت و برگشت آرشه با حرکاتی محیرالعقول تمام بدنشون به یکباره متحول میشد و تکانهای وصف ناپذیری از خودشون نشون میدادن که از شدت جذابیت  دهان هر بیننده هنردوست و هنرمندی  باز می ماند و در همین حالت میشد دندانهای عقل و زبان کوچک آنان رو به راحتی دید و لذت وصف ناپذیری برد.هنردوست و هنرمند که گفتم برای اینه که لابد اگر یکی هنرمند  باشه و اینجوری ابراز احساسات نکنه و یا اینجوری نشون نده که داره از موسیقی لذت میبره ٬ باید در هنرش شک کرد : ) 


  • پبل عاشق آگهی بازرگانیه و تقریبا همه شونو بلده و با اونایی که موزیک داره می رقصه.جالبه که هر چی که میشنوه همونو میگه مثلا میگه « ال جی با ضمانه گودیوان » یا برای اون تبلیغه که میگه به تازگیه بوی گندم میگه « بوی گندم میاد !!! »

+ نوشته شده در  شنبه 12 دی1383ساعت   توسط شبنم  | 

 


irLearn.com