شبشیدها یکساله شد : ) ...شبشیدها یعنی خورشیدهای شب. دوست داشتم اسم وبلاگم معنی داشته باشه و از ترکیب بخشهایی از اسمهای خودم و همسر جان و دخترم این اسم رو ساختم که معنی هم داره. روز اولی که شروع کردم به این فکر بودم که سال دیگه این موقع چه حس و حالی دارم . هنوز مینویسم یا نه همون چند روز اول ذوق و شوق دارم ... الان هنوز مینویسم ... دوستای خوبی دارم ... یه آرشیو یکساله از بیشتر خاطرات خوب و بد. عروسی و عزا . خوشی و مریضی . شوخی و دلخوری .... همه اش الان شدن یه کتاب یا بهتر بگم یه دفتر خاطرات که پر از لحظات دوست داشتنین برام ... یه آرشیو نظرات که هر از چند گاهی بهشون ( به قدیمیتر ها و جدیدها ) سر میزنم و لبخند لبامو میپوشونه ... همسر نازنینم همیشه مشوقم بوده و حالا هم با اینکه گاهی وقت نداره که وبلاگم رو بخونه اما همیشه از حال و هواش با خبره و بهم با لبخندهاش و برق چشماش روحیه میده ... گل دخترم هم که بیشتر پستهام حال و هوایی از اون رو تو خودشون دارن داره کم کم بزرگ میشه و فکر کنم یه روزی که بتونه اینا رو بخونه خوشحال بشه از اینکه مامانش براش از شیرین کاریاش ٬ حرفاش ٬ رفتارش ٬ همه و همه نوشته ... یه تشکر مخصوص از پدر همسر جان که همیشه با تذکر های به موقعشون بهم یادآوری کردن که خواننده پروپاقرص وبلاگم هستن .... عمه مهربونم ٬ برادرجان جانم و همسر گلش هم که با نوشتن ایمیل یا تلفن کردن و حال و احوال یا تکرار یه تکه کلام پبل بهم گفتن که هنوز وبلاگ شبشیدها وبلاگ قابل خوندنی براشون هست ... دوستای خوبم که یار و یاور دلتنگیام و خوشحالیام بوده و هستن از تک تکتون ممنونم ... وارد دومین سال وبلاگ نویسی شدم ... سپاس که همیشه همراهم هستین ... این قلب تقدیم به همه و همه شما که از صمیم قلب دوستتون دارم ...

+
نوشته شده در جمعه 25 آذر1384ساعت توسط شبنم
|