تبليغاتX
شبشیدها - آنفولانزا
خاطره و روزنوشت
از پنجشنبه پبل سرما خورد شدید و گلوش چرک کرد . بعدشم همسر جان و بعدشم خودم . یعنی در فاصله یک روز هر سه تایی لت و پار شدیم. الانم صدام از ته چاه میاد و سرفه امانمو بریده ٬ اما دیگه نمیشد نیام سر کار چون یک عالمه کار بود که باید خودم انجامشون میدادم. دیگه اینکه از اظهار لطف دوستان و ایمیلها و کامنتهاشون ممنونم ... بعدا میام یه پست مفصل میذارم . راستی مثل اینکه آه گروه رژیم داران من رو گرفت برای پست اون روز : )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 بهمن1384ساعت   توسط شبنم  | 

 


irLearn.com