تبليغاتX
شبشیدها - کار
خاطره و روزنوشت
یه عالمه کار دارم ، جمع و جور خونه ، بسته بندی بعضی وسایل ، کارای شرکت ، خرید ، به اینا کارای خرده ریز دیگه هم از قبیل سبزه گذاشتن برای سفره هفت سین و جا به جا کردن اسباب بازیهای پبل و دسته بندیشون و هزار تا کار دیگه هم اضافه میشه .... هر روز یه کاری پیش میاد که از برنامه ریزیمون عقب میمونیم . همش میگم امروز اتاق پبل ولی وقتی وارد میشم میبینم یه کوه کاره : ) مثل اینکه بچه ها بزرگ که میشن تمیز کردن اتاقشونم کار بزرگتری میشه. این دو سال قبل اصلا همچین حسی درباره اتاق پبل نداشتم اما امسال سعی میکنم از دم در اتاقش که رد میشم به یه سمت دیگه نگاه کنم : ) ...

عکس پبل با سفره هفت سین آماده شده که باید اسکنش کنم برای اینجا. شایدم اون کنار گذاشتمش . یه پسر بچه با لپای رنگ شده  و کلاه و لباس قرمز و دماغ همون رنگ هم کنارش با مربیشون ایستاده و مثل اینکه مثلا عمو نوروزه !!! اما اون یکی عکسش تنهاس و کنار سفره ایستاده . اینقدر بامزه و سنتی درستش کردن که خوشم اومد. مثل بعضی سفره ها که مرغابی و کبوتر و گلای هشتاد رنگ میذارن روش و سفره رو به بدترین شکل آماده میکنن، نبود. خیلی ساده و سنتی ... دیگه فردا پس فردا سبزه رو هم میذارم که تا عید به امید خدا سبز بشه و سرحال باشه ... بهار خانم گرما و بوی عید که داره میاد . دیگه کم کم رخت و لباست رو بپوش که دیگه چیزی نمونده ها  ...

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 اسفند1384ساعت   توسط شبنم  | 

 


irLearn.com