|
خاطره و روزنوشت
|
عکس پبل با سفره هفت سین آماده شده که باید اسکنش کنم برای اینجا. شایدم اون کنار گذاشتمش . یه پسر بچه با لپای رنگ شده و کلاه و لباس قرمز و دماغ همون رنگ هم کنارش با مربیشون ایستاده و مثل اینکه مثلا عمو نوروزه !!! اما اون یکی عکسش تنهاس و کنار سفره ایستاده . اینقدر بامزه و سنتی درستش کردن که خوشم اومد. مثل بعضی سفره ها که مرغابی و کبوتر و گلای هشتاد رنگ میذارن روش و سفره رو به بدترین شکل آماده میکنن، نبود. خیلی ساده و سنتی ... دیگه فردا پس فردا سبزه رو هم میذارم که تا عید به امید خدا سبز بشه و سرحال باشه ... بهار خانم گرما و بوی عید که داره میاد . دیگه کم کم رخت و لباست رو بپوش که دیگه چیزی نمونده ها ...