|
خاطره و روزنوشت
|
برای مخاطب خاص: ممنون... یه دنیا ممنون . محموله صحیح و سالم رسید و کلی خوش به حالم شد. از این به بعد تو رو خدا راضی باش یه چیزی میفرستی که ۱۰ روزه من یه سره تو پستخونه ام : ) آخه ۱۰ روز پیش وقتی اومدم و صندوق پست رو نگاه کردم و دیدم که از طرف پست اومدن و یه بسته آوردن و بنده تشریف نداشتم . نوشته بود که با اون رسید فرداش برم پستخونه. بنده هم قدم رنجه فرمودم . فرمودند که بسته رو پستچی هنوز بهشون تحویل نداده . ممکنه!!! فردا اونجا باشه ( برام عجیب بود چون برادر همسرجان که برامون یه بسته پست کرده بود، همون روز تحویل گرفتیم . اما اینبار ... ) خلاصه تا همین دیروز رفتم و دیدم نیست. دیگه عصبانی شدم. گفتم یا بسته من رو پیگیری میکنین یا با رییستون حرف میزنم. گفت ما مقصر نیستیم ، اگر به ما تحویل بدن که میدیم بهتون. شماره پشتیبانی مشتریان رو بهم داد و بنده هم با توپ پر اومدم و زنگ زدم. اول که یه نوار جواب میده ( معمولا همه ادارات اینجورین و تا اونجا که بشه از روی نوار ضبط شده میتونی جوابت رو بگیری ) اما بنده رفتم سراغ گزینه ای که منتظر اپراتور میمونن . اپراتور هم مشغول بود و گفت تقریبا ۲ دقیقه پشت خط میمونی.بنده هم منتظر موندم تا بالاخره گوشی رو برداشت. منم شرح ماوقع رو دادم و ایشونم از جد و آبادمون سوال کرد تا شماره کفشم و شماره رسیدی که توی صندوق بوده و تاریخش و هزار تا چیز دیگه. بالاخره هم گفت با سوپروایزر مطرح میکنه و خبرش رو بهم میدن. منم رفتم دنبال کارام و عصری که برگشتیم دیدم یه رسید دیگه گذاشتن که تشریف بیارین بگیرینش. ما هم رفتیم و تحویل گرفتیم...
نمیدونم این شماره تلفن چیه که هر جا میری ، میخوای آب هم بخوری ازت میپرسن. آقا جان رفتم از مغازه دیزنی خرید ، ازم شماره تلفن میخوان ... دیروز که رفتم دنبال پبل ، مربی ایرانیش بهم گفت که اون یکی مربیشون که انگلیسی زبانه از پبل اعضای صورت رو به فارسی یاد گرفته. خندیدم و گفتم ، اگر اینه که به جای یاد گرفتن انگلیسی به بقیه فارسی یاد میده : )