شبا موقع خوابیدن آداب مخصوصی برای پبل خانم قبل از به رختخواب رفتن اجرا میشه. سه جور کرشمه داریم. یا اونقدر خوابش میاد که تا میگیم بدوییم بریم بخوابیم، خودش زودی میره دستشویی و مسواک و بعدم لباس خوابش رو میپوشه و بعدم وسط اولین قصه یا لالایی رفته به خواب اولین پادشاه. کرشمه دوم اینه که کمی نق میزنه که الآن نه، میخوام کارتون ببینم و بعدش میبینه که ما اصرار میکنیم اونم راضی میشه و مراسم همانند مورد اول اجرا میشه : ) و اما مدل سوم که دیگه محشر کبراست . در اون حالت کار به گریه و زاری کشیده میشه و این بین به در گنجه باز و دم خر دراز و ال و بل گیر داده میشه. برای نوع ۲ و ۳ تدبیری اندیشیدیم که مرحله در همون نوع ۲ بمونه و پیشرفت نکنه. وقتی ساعت خواب میشه بنده از قبل مشغول مثلا ظرف شستن یا جمع و جور کردن یا چای دم کردن برای بعد از خواب پبل که میشینیم و فیلم میبینیم هستم که به همسر جان با صدای بلند میگم : همسر جان حواست باشه ها ، مواظب باش هیچ کس قبل از من نره مسواک بزنه که امشب من میخوام برنده بشم. پبل هم عین شصت تیر میپره تو دستشویی و عملیات گلاب به روتون و مسواک رو انجام میده و در حین ارتکاب به جرم هم مرتبا با صدای بلند اعلام میکنه که مامان ببین من دارم برنده میشما !!! ( الهی قربون اون سادگیت برم من ) ... بعدشم با یه لبخند پیروزمندانه میاد دم آشپزخونه و قر و غمزه میاد که دندونام رو ببین چه سفید شدن و بعدشم میگم آخ آخ این که نشد. حالا عوضش من زودتر میرم لباس خوابم رو میپوشم و میخوابم. که با جیغ و هول میدوه طرف اتاق و با همدستی باباش لباس عوض میکنه و میپره تو تختش و تا من از راه میرسم و مثلا از همه جا بی خبرم و میبینم که آماده تو تختش خوابیده مراسم چلوندن و غلت و ماچ به جا میارم. بعدم که باید حتما بهش یادآوری کنم که چشماش رو بسته نگه داره که خواب مهربون که از راه میرسه بتونه پلکاش رو نوازش کنه و موهاش رو ناز کنه تا خوابش ببره و بعدم خودم نازش میکنم و بقیه ماجرا ( قصه و لالایی و ...) ...کرشمه اول و سوم به ندرت اجرا میشه اما آخ کرشمه اول لذتی داره که نگو و نپرس. یک کیفی داره بچه خودش خوابش بیاد و بره بخوابه : ) یعنی تقریبا بیهوش میشن در اینجور موارد. فکر کنم به تعداد انگشتای دستم هم نشده اما همون کیفش هنوز زیر زبونمه ...
+
نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت توسط شبنم
|