آقا جان چهار روز تعطیلیه و کلی خبراست. دیشب رفتیم با همسر جان و پبلی یه شام جانانه با اولین حقوق دریافتی اینجانب میل فرمودیم. جالبه که یک پنجم مبلغ دریافتی پای مالیاتهای مختلف پریده : ) بعدشم رفتیم یه گشتی توی خیابونا زدیم و کلی چراغونیای خوشگل تماشا کردیم. چند تا عکس خوشگل گرفتیم که چون رابط موبایل به کامپیوترمون رو یه اقای مهندسی زد از بیخ و بن نابود کرد دیگه نمیشه کاریش کرد و باید بریم یک عدد جدید خریداری کنیم. امشب هم آقای سنتا تشریف میارن و برای پبل خانم کادوهایی که ما ته جیبمون دراومده تا بخریم رو میذارن زیر درخت کریسمس و فردا مراسم جیغ کشون و خوشحالی کنون داریم لابد. قرار بود همسرجان یکشنبه و دوشنبه رو تعطیل کنه که گفتم ابدا راه نداره و حرفش رو نزن چون سه شنبه "باکسینگ دی" هستش و حتما باید شما تشریف داشته باشین و بریم یه عالمه خرید کنیم. این شد که به جاش دوشنبه و سه شنبه تعطیل شد. دیگه اینکه یه
ویدئو کلیپ از اهنگ جدید و واقعا قشنگ معین (طلوع من) دیدم که کلی به دلم نشسته.
یک بک آپ کامل از همه وبلاگم گرفتم که خیالم راحت شد. یه عالمه ذوق کردم. حالا برم سی دی خام بگیرم و بریزمش روی سی دی که دیگه کاملا جاش امن بشه.
صبح پبل میگه که لباس دامنی ( هنوز به پیرهن میگه لباس دامنی) تنم میکنی؟ گفتم چشم. میگه زیرش هم یه لباس آستین بلند. گفتم اونم به چشم. بعدش میگه این کمر بند رو هم اینجوری( پشتش رو کرده به من که یعنی گره کمربند پشتش بیوفته) ببند و پاپیون بزن. روی چشم مادر.لطفا یه کفش معمولی بدون پاشنه!!!( حالا انگار همه کفشاش پاشنه داره. فقط یه دونه کفش بلوری سیندرلا داره که پاشنه داره) پام کن. چشم دیگه چی خانم؟ دیگه لطفا موهام رو برام ببند اما نباف. چشم عزیزم. خوبه؟ جواب داد بله مامان ممنون که به حرفم گوش میدی!!! ( فسقلی میدونه چجوری دل آدمو آب کنه) حالا اگر گفتی شکل کی شدم؟ گفتم شکل خودت عزیزم. میگه : نه دیگه ... شکل سیندرلا شدم. ببین موهام رو. ببین لباسم رو .ببین کمربندمو. ببین کفشامو : )
+
نوشته شده در یکشنبه 3 دی1385ساعت توسط شبنم
|