تبليغاتX
شبشیدها - خنده دسته جمعی
خاطره و روزنوشت
  • چند روز پیش تلفن کردیم و با برادرم که با همسرش آلمان زندگی میکنن صحبت کردیم.اونا چند روز رفته بودن لندن برای تعطیلات و ما میپرسیدیم که لندن خوش گذشت یا نه.بعد دایی جان گفت که میخواد با پبل صحبت کنه و پبل با هیجان گوشی رو گرفت و با ژست گفت "الو...دایی...لندنی یا آلمانی؟!!!" ما هم که اصلا انتظار این حرف رو نداشتیم همگی زدیم زیر خنده و ایشون ذوق زده شروع کرد به بلند بلند خندیدن.حالا از اون روز این شده بازی ایشون که میگه "من یک دو سه میگم شما همه با هم بخندین!!!" و حواسشم به همه هست که حتما حتما همه بخندن و خودشم با ذوق دستاشو به هم میزنه و بلند قهقهه میزنه : )
  • --مامان

           -- جانم

          -- اون آهنگه رو بژار

          --کدوم خانمم؟

          --ممممممم. همون جدیده !!!

         والا ما آهنگ جدید نگرفتیم .احتمالا ایشون می خوان دامنه وسیع لغاتی که بلدن و یاد گرفتن رو به رخ ما بکشن : )           

+ نوشته شده در  شنبه 3 بهمن1383ساعت   توسط شبنم  | 

 


irLearn.com