تبليغاتX
شبشیدها - کلمات کلیدی
خاطره و روزنوشت
سبک وزن جونم منو به یه بازی وبلاگی دعوت کرده که با عرض شرمندگی از اینکه این چند وقته مشغول بودم و اجابت دعوتش دیر شد، میریم که بازی رو داشته باشیم : )

۵ کلمه کلیدی که دوستان رو به وبلاگ من کشونده :

راستش رو بخواین ۷ تا باید مینوشتم، اما چون اینجا رو دوست و آشنا و خونه دار و بچه دار (زنبیل و بردار و بیار) میخونن، از نوشتن دو سه تاش که همچین مورد داره و باید میزدین اون کانال یا به بچه ها میگفتین پاشو برو تو اتاقت، صرف نظر کردم...

۱. زن دایی!!!:  چرا دنبال فک و فامیلشون توی وبلاگ من و اینترنت میگردن نمیدونم اما طفلکیا چند تا خونه و چند تا پلاک اینور اونور اومده بودن ...

۲.لباس خواب: آخی طفلکیا .... دیگه اینم چیزیه که گوگلش میکنین؟ من شرمنده ام که ویترین مغازه خالی بود و مجبورین برین از ته پاساژ خرید کنین ...

۳.shabshidha : خوشوقتم ... خوش آمدین ... این یکی رو درست اومدین... آقامون و بنده زاده الان منزل نیستن اما تا شما گلویی تازه کنین و سر و رویی صفا بدین خدمت میرسن...

۴. عمه جون: جانم؟!؟! ای خدا اگه گم کرده دارین خوب برین کلانتری، شایدم میخواین قربون عمه جونتون برین و روتون نمیشه... در هر حال پیش ما نیستن میخوای بیا جیبمو بگرد ...

۵. مایو: این یکی دیگه شاهکاره ... اگر میدونستم اینقدر پوشاک و البسه نیمه پوشیده طرفدار داره، یه دکه میزدم بغل همین شبشیدهای خودمون و مردم توی اینترنت درندشت گم و گور نمیشدن ...

خلاصه که با چه کلمات قصاری پاشدن اومدن اینجا بماند و بماند که چقدر متاسفم که بعضیا اینقدر مریضن ...

خوب حالا باید دعوت کنم دیگه نه؟ ... سانازی خودم، گلی عزیزم، شرور خانم جون، آرش خان، فلون گل ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 آذر1386ساعت   توسط شبنم  | 

 


irLearn.com