- دیروز همسر جان زودتر از شرکتشون رفت دنبال پبل و با هم اومدن دنبال من که بریم یه کم خرید کنیم.یکی از چیزایی که می خواستیم بخریم یک فروند ادکلن فرد اعلا جهت کادوی تولد همسر جان بود.آخه من همیشه تا اول ماهه اینجور خریدا رو میکنم که به بی پولی آخر ماه نخورم : ) تولد همسر جان هم که یه دو هفته ای هنوز بهش مونده ولی خوب به همون دلیل فوق الذکر رفتیم به سمت خجالت دادن ایشون.خلاصه بعد از تست چند مورد٬ ادوکلن پسندیده شد و پبل که تا اون موقع به طرز عجیبی ساکت بود رو کرد به باباش و گفت : " بابا اینجا خریده؟!؟!"
توضیح اینکه همسر جان هنگام آماده کردن پبل و تمام طول راه به ایشون گفته که داریم میریم با مامان بریم خرید و پبل هم که خرید رو فقط سوپر یا بوتیک رفتن و خوراکی و لباس خریدن میدونه بهش برخورده بود!!!
- دیروزپبل برای اولین بار دستش به کلید برق رسید و خودش چراغ رو روشن و خاموش کرد : )
+
نوشته شده در چهارشنبه 7 بهمن1383ساعت توسط شبنم
|