دیروز که رسیدم خونه پبل دوید و اومد و بعد از بوس و اینا گفت مامان شیر می خوام . منم قبل از ناهار بهش شیر نمی دم که بتونه خوب ناهار بخوره .خلاصه شروع کردم به حرف زدن باهاش و از چیزای مختلف گفتم که حواسش پرت بشه . یه دفه دیدم اشک تو چشماش جمع شد و گفت " مامان... به خدا بغلم کن دیگه ( به خدا = تو رو خدا ) ... اژ شبح ( صبح ) تا حالا شیر ندادی به من ..." آخه بعد از دیدن و شنیدن این کارا و حرفا میشه غیر از اونی که می خواد رو انجام داد ؟
+
نوشته شده در دوشنبه 26 بهمن1383ساعت توسط شبنم
|