تبليغاتX
شبشیدها - اهلی
خاطره و روزنوشت
یه گلدون از صنایع دستی خریدم برای این گلایی که همسر جان برام آورده بود .  از این گلدون شیشه ایهای آلبالویی رنگه که روش خطای سفید دور چرخیده. الان ۴-۵ شاخه رز گلبهی و صورتی و نارنجی با بوی وصف نشدنی دارن بهم میخندن . یاد کارتون مسافر کوچولو میوفتم و اون گل مغرور و از خود راضیش که همیشه از دیدنش حرصم میگرفت و دلم برای مسافر کوچولو میسوخت . اما این گلای من زمینین و اهلی شدن. هیچ آزاری و عشوه ای ندارن و فقط بهم لبخند میزنن . شاید دارن پیغام اونو بهم میرسونن . همونی که با دستای خودش برام چیدتشون و خارشون رو کنده که یه وقت به دست من نره... منم مسافر کوچولوام ... اونم هست ... هممون هستیم ... فقط خدا کنه اهلی بشیم ... اهلی باشیم
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 خرداد1384ساعت   توسط شبنم  | 

 


irLearn.com