کنار در اتاق وایستاده و با انگشتاش عدد ۲ رو نشون میده و قبل از اینکه چیزی بگه لبخند میزنم و این نشون میده که یادمه. میگه ۲ سال شد و من میگم اوهوم ... الان دو سه روزی هست که دارم بهش فکر میکنم... عین برق و باد... یا شایدم کشدار و مورچه وار ... یا نه خیلی هم عادی مثل همه سالهای دیگه ... شایدم همه اش با هم ... آره آخری درست تره... مخلوطی از تمام اون لحظات ... گاهی شده که ثانیه ها رو بشمرم ... گاهی شده دلم بخواد التماسشون کنم تا یواش تر بیان و برن ... گاهی از شدت هیجان و شادی توی ابرا بودیم و گاهی هم غصه توی دلامون جا خوش کرده ... اما عجب ۲ سالی بود ... هیچ شباهتی به هیچ ۲ سال دیگه زندگیم نداشت ... اینو با قاطعیت میگم چون هیچوقت اینهمه کارای جدید و جاهای جدید و آدمای جدید و تجربه های تازه پشت سر هم رو توی مدت زمان کوتاه نداشتم ... شاید اصلی ترینش عوض شدن نام "محل اقامت" توی هر فرمیه که پُر میکنم... به جای اسم زیبای "ایران"، مینویسم " کانادا " ... اون کشوریست به زیبایی همه خاطرات و آشناییها و این کشوریست به زیبایی پیشرفت ... اون کشوریست که تمام دل و روحم  متعلق به اونجاست و این کشوریست که آینده خانواده کوچکم رو به بهترین وجه و امکانات فراهم کرده ... من خوشحالم که هر دو را دارم ... چه زیباست ایران من و چه عالیست کانادای دوست داشتنی ...

چند روزیه خورشید خانم قدرت رو به دست گرفته و فرمانروای آسمونه...از اول بهار هم میومد و میرفت اما نه به این پر رنگی ... عکس کنار صفحه اولین گلهای بنفش و خوشرنگ حیاطمونن که رو صورتاشون پر از شبنمه و دارن به خورشید سلام میکنن ... بهار خانم یه کم تاخیر داشتی اما مهمون عزیز همیشه عزیزه ... خوش اومدی خورشیدکم ...

دوست خوبم برام یه ایمیل فرستاد که اجرای سرود " ای ایران " توسط  تعدادی از بازیگران سینمای ایران بود. همون روز چندین بار نگاه کردم و برای دوستام فرستادم. توی ایران هم که بودم، امکان نداشت این سرود پخش بشه و اشک من جاری نشه. نمیدونم چرا انگار  آهنگش رو روی بند دل من میزنن و  لغاتش رو از سلولهای تنم انتخاب کردن. فکر میکنم کمتر کسی پیدا بشه همچین حسی به این سرود نداشته باشه. به نظرم کار کم نظیری انجام دادن. صداهاشونم با اینکه خواننده حرفه ای نیستن، دلنشینه. اگر اینترنت پر سرعت دارین دیدنش رو از دست ندین.